سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
81
تاريخ ايران ( فارسى )
و از ميان آنها انجم فضل و هنرى كه زينت بخش دربار محمود بودند در رونق و شكوه از همه برترى داشتهاند . محمود نه فقط صاحبان فضل و هنر را از همه جا جلب و تشويق مينمود بلكه به امرا و سلاطين ضعيف به منظور دست آوردن ستارگان فضل و هنر آنان همه نوع اعمال نفوذ مينمود و ما در اينجا امير خوارزم را براى شاهد مثال ذكر ميكنيم كه از او خواست البيرونى و ابن سينا را بدربار وى اعزام دارد ، البيرونى اين دعوت را قبول كرده بغزنه رفت ، ليكن ابن سينا از آن استنكاف ورزيد و بدربار قابوس و شمگير پناهنده گرديد . محمود كه گاهگاهى اطوار كودكانه از خود بروز ميداد با ابو ريحان « 1 » خوب رفتار نكرد ولى بهرحال اينمرد در همانجا اقامت گزيد و پس از مرگ سرپرست خود شاهكار بزرگ ديگر خود را كه « كتاب الهند » باشد منتشر ساخت و اما آثار الباقيه و او آن را در سى سال قبل از اين انتشار داده بود . البيرونى را ميتوان گفت كه علاوه بر تبحر و احاطهاش باقسام علوم داراى روح انتقاد نيز بوده و در استنتاج مسائل آن را به كار برده است . نوشتجات اين دانشمند شبيه و همانند يكنفر نويسندهء متبحر اروپائى است . ابن سينا ابو على بن سينا به سال 980 ميلادى در نزديكى بخارا به دنيا آمد . در هيفده سالگى نظر بمهارت و شهرتش در علم طب بدربار امير نوح پادشاه سامانى راه يافت و پس از سقوط سلسلهء مزبور بدربار خوارزمشاهيان رفت ، ولى در آنجا انقدر نماند ، چه محمود فشار آورد كه او خودش را بدربار غزنه معرفى نمايد و چون مايل برفتن آنجا نبود ناچار خوارزم را ترك گفته از راه طوس به گرگان فرار كرد و بنزد قابوس و شمگير رفت . اين امير دانش دوست هممقدم اين دانشمند بزرگ را گرامى شمرده و او را باحترام پذيرفت و چون سلسلهء آل زيار منقرض گرديد از آنجا بدربار آل بويه توجه نمود و درخدمت علاء الدوله در اصفهان بود تا در پنجاه و هفت سالگى از اينجهان رخت بربسته و بعالم باقى شتافت . ابو على سينا يكى از بزرگترين و مشهورترين فرزندان برجستهء ايران كه زياد
--> ( 1 ) - برون در تاريخ ادبيات ايران جلد اول صفحهء 97 يك حكايت شيرينى در سرگذشت بيرونى در ايام اقامت غزنه نقل كرده است . ( مؤلف )